تبلیغات
پایتخت علم و دانش - ولادت امام حسین (ع)
یکشنبه 29 آذر 1388

ولادت امام حسین (ع)

   نوشته شده توسط: كامیاب یونسی    نوع مطلب :شخصیت های مهم ،

ولادت امام حسین (ع)

روایات مشهور در تاریخ ولادت حضرت 
      اختلاف مورّخین شیعه و سنّی در تاریخ ولادت حضرت
    
 کیفیت ولادت امام حسین (ع)
    
 شرح حال مَلکی به نام فطرس

      مکیدن انگشت ابهام پیامبر (ص)
      ولادت حضرت ابالفضل العبّاس (ع) ، برادر امام حسین علیه السلام

 

روایات مشهور در تاریخ ولادت حضرت امام حسین (ع)

مشهور آنست كه ولادت آن حضرت در مدینه در سیم ماه شعبان بوده، و شیخ طوسی ره روایت كرده كه بیرون آمد توقیع شریف به سوی قاسم بن علاء همدانی وكیل امام حسن عسگری علیه السلام كه مولای ما حضرت حسین علیه السلام در روز پنجشنبه سیم ماه شعبان متولد شده پس آنروز را روزه‌دار و این دعا را بخوان:

اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ بِحَقِ الْمَوْلُودِ فی هذَا الَْیَوْم الخ.

و ابن شهر آشوب (ره) ذكر كرده كه ولادت آن حضرت بعد از ده ماه و بیست روز از ولادت برادرش امام حسن علیه السلام بوده و آن روز سه شنبه یا پنجشنبه پنجم ماه شعبان سال چهارم از هجرت بوده، و فرموده روایت شده كه مابین آن حضرت و برادرش فاصله نبوده، مگر به قدر مدت حمل و مدت حمل و شش ماه بوده است.

و سید بن طاوس و شیخ ابن نما و شیخ مفید در ارشاد نیز ولادت آن حضرت را در پنجم شعبان ذكر فرموده‌اند ، و شیخ مفید در مقنعه و شیخ در تهذیب و شهید در دروس آخر ماه ربیع الاول ذكر فرموده‌اند ، و به این قول درست می‌شود روایت كافی از حضرت صادق علیه السلام كه مابین حسن و حسین علیهماالسلام طهری فاصله شده و مابین میلاد آن دو بزرگوار شش ماه و ده روز واقع شده و الله العالم.

 اختلاف مورخین شیعه و سنی در تاریخ ولادت امام حسین (ع)

مورخین شیعه و سنّی در ولادت امام(ع) اختلافاتی دارند كه ولادت حضرت در چه روزی، چه ماهی و چه سالی بوده است؟ عدّه ای گفته اند امام حسین(ع) سوم یا پنجم شعبان یا پنجم جمادی الاول و یا آخر ربیع الاول سال سوم هجری متولد شده اند. و بالجمله اختلاف بسیار در باب روز ولادت آن حضرتست.

البته همگی بالاتفاق گفته اند امام در طول شش ماه و ده روز تولد یافته اند. چون شیرخوارگی دو سال (بیست و چهار ماه) طول می كشد حضرت صفیه (عمه پیامبر(ص) و على(ع)) می گوید: وقتی حسین(ع) تولد یافت، پیامبر(ع) فرمودند: عمه جان، فرزندم را بیاور. عرض كرد: هنوز پاكیزه اش نكرده ام. پیامبر فرمود: آیا تو میخواهی او را پاكیزه كنی؟ خداوند او را پاكیزه و مطهر به دنیا آورده است. سپس پیامبر(ص) گریه نمودند و فرمودند: خداوند لعنت كند مردمی را كه كشندگان تو هستند. صفیه عرض كرد: كشندگان او چه كسانی هستند؟ فرمود: دنباله گروهی از نسل بنی امیه. سپس در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ حضرت اقامه قرائت نمودند.

 كیفیت ولادت امام حسین (ع)

شیخ طوسی (ره) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام نقل كرده‌اند كه چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد، حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسماء بنت عمیس را فرمود كه بیاور فرزند مرا ای اسماء، اسما گفت آن حضرت را در جامه سفیدی پیچیده به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله بردم، حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت و گوش راست و اذان در گوش چپش اقامه گفت،‌پس جبرئیل نازل شد و گفت: حق تعالی ترا سلام می‌رساند و می‌فرماید كه چون علی علیه السلام نسبت به منزله هارون است نسبت به موسی (ع) پس او را به اسم پسر كوچك هارون نام كن كه شبیر است و چون لغت تو عربی است او را حسین نام كن. پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله او را بوسید و گریست و فرمود كه ترا مصیبتی عظیم در پیش است، خداوندا لعنت كن كشنده او را. پس فرمود كه ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو.

چون روز هفتم شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود كه بیاور فرزند مرا چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه و سفیدی از برای او عقیقه كرد كه یك رانش را به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن موی سرش نقره تصدق كرد و خلوق بر سرش مالید، پس او را بر دامن خود گذاشت و فرمود ای ابا عبدالله چه بسیار گران است بر من كشته شدن تو، پس بسیار گریست. اسماء گفت: پدر و مادرم فدای تو باد این چه خبر است كه در روز اول ولادت گفتی و امروز نیز می‌فرمائی و گریه می كنی، حضرت فرمود كه: می‌گریم بر این فرزند دلبند خود كه گروهی كافر ستمكار از بنی امیه او را خواهند كشت، خدا نرساند به ایشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردی كه رخنه در دین من خواهد كرد و به خداوند عظیم كافر خواهد شد، پس گفت خداوندا سؤال می‌كنم از تو در حق این دو فرزندم آنچه را كه سوال كردم ابراهیم در حق ذریت خود خداوندا تو دوست دار ایشان و دوست دار هر كه دوست می‌دارد ایشان را و لعنت كن هر كه ایشان را دشمن دارد لعنتی چندان كه آسمان و زمین پر شود.

 ملکی بنام فطرس

شیخ صدوق و ابن قولویه و دیگران از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده‌اند كه چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد حق تعالی جبرئیل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك برای آن تهنیت گوید حضرت رسول صلی الله علیه و آله را از جانب خداوند و از جانب خود، چون جبرئیل نازل می‌شد گذشت در جزیره از جزیره‌های دریا به ملكی كه او را فطرس می‌گفتند و از حاملان عرش الهی بود.

وقتی حق تعالی او را امری فرموده بود و او كندی كرده بود پس حق تعالی بالش را در هم شكسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالی كرد تا روزی كه حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد.

و به روایتی حق تعالی او را مخیر گردانید میان عذاب دنیا و آخرت او عذاب دنیا را اختیار كرد پس حق تعالی او را معلق گردانید به مژگانهای هر دو چشم در آن جزیره و هیچ حیوانی از آنجا عبور نمی كرد و پیوسته از زیر او دود بدبوئی بلند می‌شد چون دید كه جبرئیل با ملائكه فرود می‌آیند از جبرئیل پرسید كه اراده كجا دارید؟ گفت چون حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله كرامت فرموده است، مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم، ملك گفت ای جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید كه آن حضرت برای من دعا كند تا حق تعالی از من بگذرد. پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید. حضرت فرمود كه به او بگو كه خود را به این مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد. فطرس خویشتن را به امام حسین مالید، بال برآورد و این كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد یا رسول الله همانا زود باشد كه این مولود را امت تو شهید كنند و او را بر من به جهت این نعمتی كه از او به من رسید مكافاتی است كه هر كه او را زیارت كند او را به حضرت حسین علیه السلام برسانم، و هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم، و هر كه بر او صلوت بفرستد من صلوات او را به او می‌رسانم.

و موافق روایت دیگر چون فطرس به آسمان بالا رفت می‌گفت كیست مثل من و حال آنكه من آزاد كرده ی حسین بن علی و فاطمه و محمدم (علیهم السلام).

 مکیدن انگشت ابهام حضرت محمد (ص)

ابن شهر آشوب روایت كرده كه هنگام ولادت امام حسین علیه السلام فاطمه علیها السلام مریضه شد و شیر در پستان مباركش خشك گردید رسول خدا صلی الله علیه و آله مرضعی طلب كرد یافت نشد پس خود آن حصرت تشریف آورد به حجره فاطمه علیهاالسلام و انگشت ابهام خویش را در دهان حسین می‌گذاشت و او مییمكید. بعضی گفته‌اند كه زبان مبارك را در دهان حسین علیه السلام می‌گذاشت و او را زقه می‌داد چنانكه مرغ جوجه خود را زقه می‌دهد تا چهل شبانه روز رزق حسین علیه السلام را حق تعالی از زبان پیغمبر صلی الله علیه و آله گردانیده بود، پس روئید گوشت حسین علیه السلام از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله، و روایات به این مضمون بسیار است.

و در علل الشرایع روایت شده كه حال امام حسین علیه السلام در شیر خوردن بدین منوال بود تا آنكه روئید گوشت او از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله و شیر نیاشامید از فاطمه علیهاالسلام و نه از غیر فاطمه.

و شیخ كلینی در كافی از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه حسین علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و از زنی دیگر شیر نیاشامید او را به خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله می‌بردند حضرت ابهام مبارك را در دهان او می‌گذاشت و او می‌مكید و این مكیدن او را دو سه روز كافی بود. پس گوشت و خون حسین علیه السلام از گوشت و خون حضرت رسول صلی الله علیه و آله پیدا شد فرزندی جز عیسی بن مریم علیه السلام و حسین بن علی علیهاالسلام شش ماهه از مادر متولد نشد كه بماند، و در بعضی از روایات به جای عیسی یحیی نام برده شده. عَرَبیّه: (قاتل سیّد بحر العلوم است)

لِلّهِ مُرْتَضِعٌ لَمْ یَرْتَضِعْ اَبَداً                     مِنْ ثَدْی اُنْثی وَ مِنْ طه مَراضِعُهُ

 برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

ولادت حضرت ابالفضل العبّاس (ع)

" عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام" در سال 26 هجری متولد شد. مادرش ام البنین بود.
امام علی علیه السلام به برادرش، عقیل، که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود، فرمود:« برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد.»
عقیل فاطمه، دختر حزام بن خال ، را معرفی کرد و گفت:« در میان اعراب، شجاع تر از پدران او کسی را نمی شناسم.»
علی علیه السلام با او ازدواج کرد و اوّلین فرزندی که از ام البنین به دنیا آمد عباس علیه السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره اش، قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه او ابوالفضل بود و ام البنین پس از او سه فرزند به نام های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد.
عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بی نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می شد، پای مبارکش به زمین می رسید.

ابصار العین، ص 25


Milagros
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:32 قبل از ظهر
Great post. I was checking constantly this blog and I am impressed!
Very helpful information particularly the last part :) I care
for such information a lot. I was looking for this certain info
for a long time. Thank you and good luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر